آرشیو برای: "مرداد 1398, 31"

محمدم و شال سبزش ...

  چندماہ بعد عقدمون من ومحمدم رفتیم بازار من دوتا شال خریدم. یڪیش شال سبز بود ڪہ چندبار هم پوشیدمش و یہ روز محمد بہ من گفت: اون شال سبزت و میدیش بہ من؟ حس خوبی بہ من میده … شما سیدی و وقتی این شال سبزت هـمراهمہ قوت قلب مے گیرم … خودش هـم… بیشتر »

لبیک_یا_سیدعلی

از غدیر تا ڪوفه راهی نیست بنگر در کجای این مسیری ؟! لبیک_یا_سیدعلی بیشتر »

ڪلام_شهید

مَثل علی (؏) در میان ما مثل چراغی است در ظلمت، هرکه او را یافت روشنی خواهد گرفت این اوست که حقیقت ثابت است و ثبات ما به استواری اوست. ڪلام_شهید سیدمرتضی_آوینی بیشتر »